Behold before you, the illustrious, imperious, ingenious arch-mage… CARL
در مقابل خود بنگرید، جادوگر برجسته، مستبد و مبتکر… کارل.
Throughout the aeons I have been known by many names…but my true name of power…is Carl
در طول اعصار من با نام های زیادی شناخته شده ام…اما نام واقعی قدرت من…کارل است.
داستان هیرو :
آه… پس هنوز دربارهی من کنجکاوید؟
خوب است. کنجکاوی، نشانهی ذهنی زنده است — هرچند بعید میدانم بتوانید معنای حقیقیِ زنده بودن را درک کنید.
من هزاران سال است که از این واژه عبور کردهام.
در آغازِ زمان، پیش از آنکه چوبدستیها و جادوهای کودکانه جهان را آلوده کنند، جادو تنها چیزی بود که از ذهن میجوشید.
نه نیازی به ابزار بود، نه طلسم، نه قربانی. تنها ذهن… و حافظهای بینقص.
جادو، هنرِ بهیاد آوردن بود. و من؟ من استادِ یادآوری بودم.

جادوگران دیگر، در حسرتِ بهخاطر سپردنِ دو یا سه طلسم، پیر میشدند و میمردند.
اما من… دهها ورد را در ذهنم میچرخاندم.
ده طلسمِ کامل، بینیاز از کتاب یا عصا.
و صدها دیگر که یاد گرفتم، آزمودم، و از ذهنم زدودم — چون ناقص بودند. بیارزش.
حتی وردِ جاودانگی… Sempternal Cantrap.
آن را ساختم، خواندم، و کنار گذاشتم. چرا که مرگ دیگر تهدیدی نبود؛ تنها مفهومی که از فرط تکرار، ملالآور شده بود.
قرنها گذشته. جهان رو به زوال است.
ساحرانِ نیمهجان، پنهان از چشم مردم، از ترسِ افشای طول عمرشان در سایهها میزیند.
اما من نه. من خودِ حقیقتِ جادو هستم.
من شاهدِ مرگِ امپراتوریها، انقراضِ خدایان، و تولدِ هزاران خورشید بودهام…
و هنوز ذهنم جای دارد — هم برای دانشی بیپایان، هم برای ستایشِ خودم.
آموزش هیرو Invoker
در عصرِ خاموشی، من هنوز زمزمه میکنم:
Exort. Quas. Wex.
سه واژه… بینهایت ترکیب.
و تنها یک نام، که تا پایانِ همهچیز طنینانداز خواهد بود —
Carl, the Invoker. 🌒✨
درباره هیرو :
جادو را با ترکیبهای گوناگون از وردها در هم میتند.
با انبوهی از وردهای پیچیده در اختیارش، اینوکر میتواند خود را با هر وضعیت نبردی وفق دهد. هر ترکیب از سه عنصر جادویی او، یکی از ده ورد قدرتمند را پدید میآورد — به این معنا که او هیچگاه بیراهِ نابودی دشمنانش یا گریز از چنگ آنان نمیماند.
















































































